کد خبر 122077
۲۵ شهریور ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

پنجمین محفل "فرشتگان بال گشودند"برگزار شد

پنجمین محفل "فرشتگان بال گشودند"برگزار شد

همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه الزهرا(س) با هدف الگوبرداری از زنان مجاهد انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس در پنجمین محفل "فرشتگان بال گشودند"برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری حیات، همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه الزهرا(س) و با حضور منیره ارمغان همسر شهید مهدی زین الدین، صادقی فر دبیر موسسه آسمان هفتم، فاطمه سادات هاشمی دختر صفیه مدرس و صادقی‌فر دبیر محفل فرشتگان بال گشودند عصر دیروز با هدف الگوبرداری از زنان مجاهد انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس در سالن شهید رشادی حسینیه فاطمه الزهراء برگزار شد. در این مراسم صفیه مدرس همسر سردار شهید مهدی باکری به بیان گوشه ای خاطرات خود از دوران زندگی با شهید مهدی باکری پرداخت وخصوصیات اخلاقی وفکری ایشان را درجمع حاضرین تشریح کرد. وی با اشاره به نحوه آشنایی با خانواده باکری گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت کمیته فرهنگی جهاد سازندگی درآمدم و برای تبلیغ و آموزش به روستاها می‌رفتم. یکی از این روستاها کارخانه قند بود. نخستین خانواده‌ای که در این روستا برای کمک به ما معرفی شدند، خانواده شهید باکری بود. یکی از بزرگان روستا بودند و فرزند ارشادشان به نام علی باکری در سال 51 توسط رژیم شاهنشاهی به شهادت رسیده بود. مدرس افزود: حمید باکری برادر مهدی در آنجا مربی آموزش اسلحه بود. در آن زمان مهدی دیپلم داشت و رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه تبریز قبول شده بود. وی با اشاره به نخستین آشنایی‌ با همسرش بیان کرد: نخستین بار در خانه در حال بافتنی بودم که از تلویزیون شهردار ارومیه که مهدی بود را در حال مصاحبه نشان داد، دیدم. خیلی آرام و متین صحبت می‌کرد. آن روز تصورش را هم نمی‌کردم که هفته آینده به خواستگاریم خواهد آمد. همان زمان بود که از شهرداری استعفا داده و به جبهه رفت. در این فاصله نیز به خواستگاریم آمد. مدرس با اشاره به سنت شکنی در ازدواج، گفت: قصد داشتم سنت‌شکنی کرده و ازدواج ساده‌ای داشته باشم. هنگامی که خانواده همسرم برای خرید عروسی به خانه‌مان آمدند اعلام کردم که هیچ خریدی برای ازدواج ندارم و در نهایت ارزان ترین حلقه را خریداری کردم. مهریه‌ام یک جلد قرآن مجید در نظر گرفته شد و مراسم عقدمان را در خانه برگزار کردیم. وی در ادامه اظهار داشت: دو فرش و یک دست لحاف تنها جهیزیه‌ام بود و بقیه وسایل زندگی‌مان را اقوام و دوستان برایمان هدیه آوردند. برخی وسایل زندگی‌‍مان را نیز برای کمک به جبهه، هدیه کردیم. همسر شهید باکری ادامه داد: یکروز به خانه آمد و گفت «با من به جنوب می‌آیی؟». من نیز با کمال میل پذیرفتم. یک ماه بعد خانه‌ای را تهیه کرد. به همراه برادرهمسرم وسایل‌مان را جمع کرده و به اهواز رفتیم و در نزدیکی راه آهن منزلی را تهیه کرده بودند. منزل‌مان درب ورودی و پنجره نداشت، دیوار‌ها کوتاه بود. حقیقتاً آن خانه قابل سکونت نبود. در آنجا با یک خانواده دیگر ساکن شدیم. وی در ادامه گفت: به جز دلتنگی هیچ اعتراض دیگری در مدت کوتاه زندگی مشترکمان نداشتم. در تمام دوران زندگی‌مان 3 روز مستمر در کنار هم نبودیم. همیشه نگرانی و تنهایی همراهم بود. در هنگام نماز خواندن و خواب می‌نشستم و نگاهش می‌کردم. ما برای حفظ انقلاب و دفاع از کشور تمام خواسته‌هایمان را زیرپا گذاشتیم. هنگامی که خبر شهادتش را دادند تنها یک خواسته داشتم. تقاضا کردم تا در ماشین اورژانس تا ارومیه کنارش باشم که از این خواسته‌ هم بی‌بهره ماندم. وی در پایان با اشاره به الگوگیری از شهیدان کشورمان، افزود: امروزه تاسف می‌خورم که با وجود قهرمانان ایثارگر و از خودگذشته‌ای همچون شهیدان همت، باکری، زین الدین و ... در کشورمان، جوانان‌مان بازیگران و خوانندگان هالیوودی را الگوی خویش قرار داده‌اند. ما شیعه هستیم و الگوهایی همچون سیره زندگی حضرت علی و فاطمه زهرا(س) را داریم و نیازی به الگوهای بیگانه نداریم. در پایان مراسم فاطمه سادات هاشمی فرزند صفیه مدرس، رشادت‌ و دلتنگی‌های مادرش را ستودنی دانست و برای تمام از خودگذشتی‌ها از ایشان قدردانی کرد.  

برچسب‌ها